تحلیل ظرفیت خلاقیت در نظام آموزشی: تحلیل محتوای کتاب انسان و محیط زیست پایه یازدهم با رویکرد گیلفورد
کد مقاله : 1009-GHCONF6
نویسندگان
اکرم نوری کمری *1، نفیسه حیدری2، فاطمه انوشه2، سوما خضری2
1استادیار گروه آموزش جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2دانشجوی کارشناسی آموزش جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان، پردیس امیرکبیر کرج.
چکیده مقاله
خلاقیت به‌عنوان شاخصی کلیدی در توسعه تفکر انتقادی و نوآوری، نقش محوری در توانمندسازی دانش‌آموزان برای مواجهه با چالش‌های محیط‌زیستی پیچیده ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت کتاب «انسان و محیط زیست» پایه یازدهم در پرورش مؤلفه‌های خلاقیت از دیدگاه گیلفورد، شامل تفکر شناختی، همگرا، واگرا و ارزشیابی، انجام شد. در این مطالعه، ۵۰ صفحه منتخب از کتاب، شامل متن، تصاویر، فعالیت‌ها و بخش «بیشتر بدانیم»، به‌عنوان واحد تحلیل در قالب ۱۶۵ واحد تحلیلی کدگذاری شد. نتایج نشان دادند که تفکر همگرا با سهم متوسط 39 درصد بیشترین حضور را دارد، به‌ویژه در متن (6/44 درصد) و بخش «بیشتر بدانیم» (5/55 درصد)، که بیانگر گرایش غالب به پاسخ‌های تثبیت‌شده و مسیرهای خطی حل مسئله است. تفکر شناختی با سهم متوسط 26 درصد دومین مؤلفه غالب بود، در حالی که تفکر واگرا، شاخص اصلی نوآوری، به‌طور متوسط 22 درصد سهم داشت و تمرکز اصلی آن در فعالیت‌ها (1/53 درصد) مشاهده شد. کمترین سهم به تفکر ارزشیابی با 11 درصد تعلق داشت، که محدودیت‌هایی در توسعه مهارت‌های انتقادی دانش‌آموزان ایجاد می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که علی‌رغم ظرفیت بالقوه فعالیت‌ها برای تقویت تفکر واگرا، ساختار کلی کتاب بیشتر انتقال‌محور است و نیازمند بازنگری در طراحی محتوا برای ایجاد تعادل میان ابعاد خلاقیت می‌باشد. پیشنهاد می‌شود محتوای متن و بخش «بیشتر بدانیم» با پرسش‌های باز، سناریوهای چندمسیره حل مسئله و فعالیت‌های تحلیلی–انتقادی غنی شود تا محیط آموزشی به بستری فعال برای پرورش تفکر خلاق، نوآوری و مهارت‌های ارزشیابی تبدیل گردد.
کلیدواژه ها
تفکر انتقادی، تفکر واگرا، یادگیری فعال، پرورش مهارت‌های نوآوری.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی