تحلیل ژئوپلیتیکی جغرافیای تاریخی خراسان: از ناپایداری مرزی تا شکل‌گیری قدرت‌های ایرانی (ساسانیان تا مغولان)
کد مقاله : 1027-GHCONF6
نویسندگان
راضیه سیروسی القار *، اکرم ناصری
دانشگاه فرهنگیان
چکیده مقاله
خراسان بزرگ، به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گستره‌های شرقی فلات ایران، در طول تاریخ نه یک منطقه‌ی پیرامونی، بلکه کانونی فعال در شکل‌گیری تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام بوده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تطبیقی و مبتنی بر روش کیفی، در پی تبیین مدل ژئوپلیتیک تاریخی خراسان از دوران ساسانی تا حمله‌ی مغول است. یافته‌ها نشان می‌دهد که حیات سیاسی این سرزمین حاصل تقابل دو سازوکار ساختاری بوده است: نخست، ناپایداری مستمر مرزهای بیرونی که از دوران ساسانی تا قرون میانه در پی تهاجمات اقوام استپی تداوم داشت؛ دوم، تثبیت سازمان فضایی درونی بر محور چهار مرکز شهری اصلی—نیشابور، مرو، هرات و بلخ—که به‌عنوان «چهار ربع خراسان» شناخته می‌شدند. تمرکز منابع آبی و شبکه‌های تجاری در این چهار کانون، پایه‌های اقتصادی و فرهنگی لازم برای پیدایش خیزش‌های سیاسی، از جمله انقلاب عباسی، و ظهور دولت‌های ایرانی چون طاهریان، صفاریان و سامانیان را فراهم ساخت. از منظر ژئوپلیتیکی، موقعیت دور خراسان از مراکز خلافت، مزیتی برای استقلال و شکوفایی فرهنگی آن بود، هرچند نهایتاً حملات غزان و مغول با تخریب زیرساخت‌های آبی و شهری، این نظام فضایی خودپایگان را فروپاشاند. در نتیجه، خراسان در تاریخ میانه، نه قلمروی منفعل، بلکه نظامی ژئوپلیتیک و پویا بود که میان ناپایداری مرزی و ثبات فضایی داخلی تعادل ایجاد کرد.
کلیدواژه ها
خراسان بزرگ، ژئوپلیتیک تاریخی، ناپایداری مرزی، سازمان فضایی، چهار ربع خراسان.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی