پیوند جاذبه‌های گردشگری با کاربست تحلیلی نظریه‌های یادگیری آموزش در بازخوانی گزارش سیاحان از کویر ایران
کد مقاله : 1039-GHCONF6
نویسندگان
اکرم ناصری *1، راضیه سیروسی القار2، فاطمه بیدختی3
1استادیار گروه آموزش تاریخ دانشگاه فرهنگیان. تهران. ایران naseri@cfu.ac.ir
2استادیار گروه آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان. تهران. ایرانr.sirousi@ac.cfu.ac.ir
3استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان، تهران. ایران
چکیده مقاله
سفرنامه‌های علمی آلفونس گابریل، جغرافی‌دان و سیاح برجسته‌ی اتریشی، درباره‌ی کویرهای مرکزی و شرقی ایران، علاوه بر ارزش جغرافیایی، الگویی آموزشی برای فهم فرآیند یادگیری انطباقی انسان در مواجهه با محیط‌های نامطمئن ارائه می‌دهد. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، داده‌های حاصل از سه سفر علمی گابریل را در دو اثر اصلی او ـ تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران و عبور از صحاری ایران ـ براساس نظریه‌های بنیادین یادگیری هرگنهان و السون، به‌صورت تطبیقی بررسی می‌کند. فرض محوری مقاله آن است که موفقیت گابریل در بقاء و اکتشاف کویر، حاصل فرایند یادگیری چندوجهی است که تلفیقی از رفتارگرایی و شناخت‌گرایی را دربر دارد. تجربه‌ی او از دشواری‌های مسیر، کمبود امکانات و مواجهه با طبیعت خشن، بستر اجرای «قانون اثر» ثرندایک و الگوی شرطی‌سازی کنشگر اسکینر را تشکیل داده و نشان‌دهنده‌ی نقش تقویت در پایداری رفتاری است. از سوی دیگر، تحلیل علمی ساختار چندگودالی کویر و مشاهدات اجتماعی گابریل، مبتنی بر نظریه‌های شناختی به‌ویژه «نقشه شناختی» تولمن و «یادگیری مشاهده‌ای» بندورا است. بر این اساس، مقاله بر ضرورت پیوند دادن دانش اکتشافی با اهداف فرهنگی و تربیتی امروز تأکید دارد؛ به‌ویژه در طراحی نظام‌های تقویت رفتاری و شناختی در مدیریت جاذبه‌های گردشگری علمی نظیر راه سنگ‌فرش شاه‌عباس و ریگ جن، تا تجربه‌ی سفر به ایران به الگویی برای یادگیری انطباقی و ارتقای فهم فرهنگی بدل شود.
کلیدواژه ها
سیاحان، کویرلوت، نظریه‌های یادگیری، رفتارگرایی، شناخت‌گرایی،گردشگری، پیوندهای آموزشی، یادگیری انطباقی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی