تأثیر مکتب‌های فکری آموزش جغرافیا بر یادگیری مفاهیم مکانی در دوره ابتدایی
کد مقاله : 1190-GHCONF6
نویسندگان
محمد خسروی *، مهدی صحراگرد
گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان ، بیرجند، ایران
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش و تأثیر مکتب‌های فکری آموزش جغرافیا در شکل‌گیری و تقویت مفاهیم مکانی در دوره ابتدایی انجام شده است. در این پژوهش تلاش شده است نشان داده شود که چگونه نوع رویکرد آموزشی می‌تواند کیفیت درک فضایی، توانایی تحلیل روابط انسان و محیط و سطح سواد جغرافیایی دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار دهد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مفهومی و تطبیقی منابع معتبر بین‌المللی و ملی بوده و داده‌ها با رویکرد استقرایی و تحلیل محتوای مقایسه‌ای سامان‌دهی شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که هر یک از مکتب‌های رفتارگرایی، سازه‌گرایی، انسان‌گرایی و رویکردهای انتقادی–فرهنگی، برداشت متفاوتی از ماهیت یادگیری جغرافیا و چگونگی آموزش مفاهیم مکانی ارائه می‌کنند. یافته‌ها بیانگر آن است که رویکردهای انتقال‌محور که در برنامه‌های درسی ایران غالب‌اند، بیشتر بر ارائه اطلاعات توصیفی متمرکز بوده و فرصت کافی برای یادگیری فعال و تجربه‌محور ایجاد نمی‌کنند؛ در نتیجه، درک مفاهیم مکانی در سطحی محدود باقی می‌ماند. در مقابل، رویکردهای سازه‌گرایانه و انسان‌گرایانه که در بسیاری از نظام‌های آموزشی پیشرو به‌کار می‌روند، موجب تقویت تفکر فضایی، درونی‌سازی مفاهیم و ایجاد ارتباط میان دانش جغرافیایی و تجربه‌های واقعی می‌شوند. بر اساس یافته‌ها، تلفیق رویکردهای فعال، تجربه‌محور و تحلیلی می‌تواند مبنای اصلاح برنامه‌های درسی و ارتقای کیفیت یادگیری مفاهیم مکانی در دوره ابتدایی باشد.
کلیدواژه ها
آموزش جغرافیا، مفاهیم مکانی، مکتب‌های فکری دوره ابتدایی، یادگیری فعال، تفکر فضایی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر