بررسی رابطه موقعیت‌های جغرافیایی با الگوهای بیان احساسات و مهارت‌های ارتباطی در فضاهای عمومی
کد مقاله : 1259-GHCONF6
نویسندگان
محمد حسین فارسی نژاد *، امیرمحمد صوفی
دانشجو معلم
چکیده مقاله
فضاهای عمومی در شهرها و سکونتگاه‌های انسانی، فراتر از ظروفی فیزیکی برای جابجایی صرف، به مثابه بسترهایی فعال و «محرک‌های محیطی» عمل می‌کنند که ساختار تفکر، کیفیت احساس و عمق ارتباطات شهروندان را معماری می‌کنند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای و تلفیق مفاهیم روانشناسی محیطی، جغرافیای رفتاری و علوم ارتباطات، به واکاوی رابطه دیالکتیکی میان «مکان» و «رفتار ارتباطی» می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین مکانیسم‌هایی است که از طریق آن‌ها متغیرهای محیطی—شامل اقلیم (دما و نور)، تراکم جمعیت، آلودگی‌های صوتی/بصری و پیکربندی کالبدی—الگوهای ابراز هیجان و کارایی مهارت‌های ارتباطی (کلامی و غیرکلامی) را تعدیل یا کنترل می‌کنند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام‌مند ادبیات نظری و مطالعات تجربی است. یافته‌ها با استناد به نظریه «بار شناختی» و مفهوم «پروکسمیک»، استدلال می‌کنند که محیط‌های پرتراکم کلان‌شهری با تحمیل تحریکات حسی بیش از حد بر سیستم عصبی، منجر به فعال‌سازی مکانیزم‌های دفاعی روان‌شناختی می‌شوند. این وضعیت که زیمل آن را «نگرش بلازه» و میلگرام «اضافه بار حسی» می‌نامد، سبب اتخاذ استراتژی‌هایی نظیر «بی‌توجهی مدنی»، اجتناب از تماس چشمی و کاهش همدلی در تعاملات روزمره می‌گردد. در سوی مقابل، تحلیل‌ها نشان می‌دهند که فضاهای دارای طراحی «جامعه‌گرا» و اقلیم‌های معتدل، از طریق کاهش سطح هورمون‌های استرس و ایجاد فرصت‌های مکث، ظرفیت‌های شناختی لازم برای پردازش نشانه‌های اجتماعی ظریف را آزاد می‌کنند. مقاله در نهایت نتیجه می‌گیرد که مهارت‌های ارتباطی تابعی از «اکولوژی مکان» هستند و طراحی شهری مدرن باید با گذار از رویکرد صرفاً عملکردی، به خلق فضاهای «ترمیم‌کننده» که تسهیل‌گر تعاملات انسانی پایدار و ابراز سالم احساسات هستند، روی آورد
کلیدواژه ها
روانشناسی محیطی، پروکسمیک، بار شناختی، فضاهای عمومی، ارتباطات غیرکلامی، بوم‌شناسی رفتار
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر