| تحلیل نسبت علوم اجتماعی و دانش آموزش محتوای جغرافیا (PCK) |
| کد مقاله : 1262-GHCONF6 |
| نویسندگان |
|
محمود تیموری *، فردین محمدی گروه آموزش علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، صندق پستی 889-14665 تهران، ایران |
| چکیده مقاله |
| در دهههای اخیر، رویکرد آموزش جغرافیا از انتقال صرف دادههای فیزیکی و آماری به سمت تحلیل عمیقتر پدیدههای انسانی و اجتماعی تغییر جهت داده است. «دانش آموزش محتوا» (PCK) به عنوان پلی میان دانش تخصصی جغرافیا و شیوههای انتقال آن، نقشی محوری در این تحول ایفا میکند. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی نسبت میان مفاهیم علوم اجتماعی و دانش آموزش در محتوای فصل سوم (جغرافیای انسانی ایران) کتاب جغرافیای پایه دهم میپردازد. در این روش، با تعریف یک سیستم کدگذاری پنجگانه، محتوای دروس هفتم تا دهم این فصل بر اساس دو مؤلفه اصلی: ۱. دانش فضایی توصیفی/انتزاعی (دانش آموزش محتوای سنتی) و ۲. دانش فضایی اجتماعی/انتقادی (دانش آموزش محتوای غنیشده)، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشاندهنده غلبه ساختاری دانش فضایی انتزاعی و توصیفی در این فصل است. دروس محوری (جمعیت، تقسیمات کشوری و اقتصاد) عمدتاً بر ارائه آمار، تعاریف رسمی و مدلهای فنی تمرکز دارند (غلبه دانش آموزش محتوای سنتی). این موضوع منجر به ایجاد شکاف عمیق در پداگوژی انتقادی شده است؛ به طوری که مفاهیم حیاتی علوم اجتماعی نظیر عدالت فضایی، تحلیل نابرابریهای ساختاری و نقش قدرت سیاسی در توزیع منابع، در تدریس مسائل اقتصادی و جمعیتی غایب بودهاند. تنها استثنا، ورود مفهوم هویت و معنای مکان در درس سکونتگاهها بود. این گزینش محتوایی، مانع از شکلگیری دانش آموزش محتوای اجتماعی در معلمان و تربیت شهروندان تحلیلگر فضایی میشود. |
| کلیدواژه ها |
| دانش آموزش محتوا (PCK)، آموزش جغرافیا، علوم اجتماعی، عدالت فضایی، پداگوژی انتقادی، تحلیل محتوا، نابرابری فضایی. |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی |